...نوشتم و پاک کردم چون نمی نویسم از اینکه من چطور و چه زمانی به حساب این تن به لطف خدا به وجود غزاله برکت داده شدم، می نویسم که چطور از اون روز زندگی من زندگی شد و چطور نور و روشنی لحظه به لحظه زندگی من رو در بر تر می گیره...
با خودم تصمیم گرفتم که هر روز یک از بی منتها خوبی های غزالم رو بنویسم، باشه که کلام این نور، نور به زندگی بیاره...به امید خدا
با خودم تصمیم گرفتم که هر روز یک از بی منتها خوبی های غزالم رو بنویسم، باشه که کلام این نور، نور به زندگی بیاره...به امید خدا
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر